تبليغاتX
صداکن مرا

صداکن مرا

به نام دوست یکتا

 

بيچاره خدا! باور كن!

دلش خوش بود كه بنده آفريده است، انسان آفريده كه اشرف مخلوقات است.

بيچاره خدا كه از شبنم عشق خاك ما را گل كرد، دلي آفريد و گنج عشق را در آن به وديعه گذاشت.

بيچاره خدا كه چهل هزار شبانه روز مشغول خلق كردن ما بود، به اميد آن كه او را بشناسيم و سر سجده بر آستانش نهيم.

بيچاره خدا كه اميدوار بود ما عاشقش شويم و دوستش بداريم.

بيچاره خدا!

خدايا! هيچ ندارم كه بگويم، جز اين كه:

«اول قصور اين بي سر و سامان را ببخش، پس گناه هر عاصي نادان. تويي بخشنده و مهربان و تويي آمرزنده و مستعان.»

پاورقي:

آن قدر غرق در زندگي خود هستيم كه نصفه و نيمه، گاه گاهي به يادش مي افتيم.

بيچاره ما!

 

+ نوشته شده در بیست و ششم تیر 1386ساعت توسط باران |


 

عزيز دل من

 

اين چند وقت، آن قدر اتفاقات عجيب و غريب افتاده كه الان ذهنم انباشته از افكار و عقايد مختلف است و هر كدام را كه بنويسم، به ديگري خيانت كرده ام. پس مي نويسم براي دوستي كه دوستش دارم:

 

در اين دنيايي كه هيچ كس به فكر تو نيست،

در اين دنيايي كه هر روز دوستي مي آيد و ردّ پايي مي نهد و مي رود،

در اين دنيايي كه كسي تو را براي خودت دوست ندارد و همه تو را براي خودشان مي خواهند،

                يك نفر مي آيد كه از شمال است.

                        با چشمان آبيش به تو نگاه مي كند و

    تو را «عزيز دل من» خطاب مي كند.

                 تو را دوست دارد به خاطر خودت

تو را باهمه ي نا مهرباني هايت و كم محبتي هايت دوست مي دارد

         از بيماريت غصه دار مي شود و

                       از شادمانيت خشنود مي گردد

   يك نفر مي آيد كه تو را به خاطر خودت

                                         و به خاطر خودت

        و به خاطر باران بودنت دوست مي دارد

       در اين دنيايي كه اميدي به دوستي هيچ كس نيست

           يك نفر هست كه مرا به خاطر خودم دوست مي دارد

               و مرا «عزيز دل من» خطاب مي كند.

 

+ نوشته شده در چهاردهم تیر 1386ساعت توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شاید که باز بینیم دیدار آشنا را


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شل سیلور استاین
نت آهنگ
موسیقی هنری ایران
کتاب، کتاب
دانلود کتاب
دینگ دانگ
سیاه مشق
انجمن موسیقی ایران
آرشیو موسیقی ایرانی
گفتگوی هارمونیک
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30


آرشیو موضوعی

داستان های کوتاه
آن چه بر من می گذرد


دوستانم

عاشقانه هایم برای تو
آبی خاکستری سیاه
دست نوشته های آقای ای وای
کیمیاگر کویر
Lightyears
تا شقایق هست
یه جورایی
بلند فکر می کنم
ترافیک
ستاره ی کوچک
در جاده های زندگی
کاغذ دعوت تو دردست من
سیب گاز زده
دنیای رنگ ها
Spotlight
بابونه
حاج باران
بادبادک
صید قزل آلا در اینترنت
ماه هفت شب
دیوارهای کودکی
یادداشت های دختر دستفروش مترو
کلک خیال
آنی
صمیم
خنده های صورتی
خانم زیگزاگ، آقای زیپ
برای زن فردا
کبریا
قالب های نایت اسکین


    sign by : Night Skin