تبليغاتX
صداکن مرا

صداکن مرا

به نام دوست یکتا

 

خوش به حال گوسفندان

 

جدیدا کشف کرده ام که چه قدر ما انسان ها موجودات با شخصیتی هستیم.

 انسان به دنیا آمده ایم و خیلی هم به انسان بودنمان افتخار می کنیم. مثلاً فکر

 می کنیم که  خیلی مهم هستیم و تمام موجودات عالم در خدمت ما هستند؛

 از طبیعت و درخت و گل و گیاه گرفته تا معادن و مخازن زیر زمینی و روی زمینی.

 از حشرات بدبخت گرفته تا حیوانات زبان بسته که کم کم نسلشان دارد منقرض

 می شود و دیگر در باغ وحش ها هم دیده نمی شوند. از چوب و آهن و زغال سنگ

گرفته تا آب و نوشابه و چیپس و پفک. 

 واقعا جای شکر دارد که ما انسان آفریده شده ایم و مجبور نیستیم که حیوان

باشیم.

و حالا در این قرن بیست و یکم 

گوسفند بودن هم زیاد بد نست.

 

این را هم تازه کشف کرده ام که خیلی هم خوب است؛ یعنی خیلی خیلی

خوب است. مهمترین نکته اش این است که گوسفند خان عقل و مغز و فکر و

 هوش و فهم و تفکر ندارد و راحت و آسوده، نفس می کشد و زندگی می کند.

هر کس فحشش داد، بی تفاوت نگاهش می کند، راحت و آزاد. اگر به او تهمت

 بزنند، با آن چشم های برجسته اش خیره می شود، بدون دغدغه و اضطراب،

چون این واژه ها اصلا برایش تعریف شده نیستند. اگر دروغ های ناروا برایش

 ساختند، هیچ نمی فهمد و راحت می پذیرد. غذایش چیز فوق العاده ای نیست.

مجبور نیست از کلّه ی سحر که بیدار می شود، فکر شکم باشد. می خورد،

شکمش را پر می کند و بعد با بع کوتاهی از صاحبش سپاسگزاری می نماید.

اگر هم علف گیرش نیامد، هیچ مشکلی ندارد. این قدر آشغال و زباله و پلاستیک

 و کارتن در مزرعه و دشت و دمن هست که می تواند همه اش را امتحان کند.

گوسفند بودن یک خوبی دیگر هم دارد و آن این که هر چه بگویند می گوید بع و

اطاعت می کند.

مدرسه هم لازم نیست برود. از کودکی مجبور نیست در مهدکودک گذاشته شود

و شعر یاد بگیرد و بعد هم برای افتخار پدر و مادرش همه ی آن چه در ذهنش فرو

کرده اند، جلوی فک و فامیل بخواند تا خانواده تشویقش کنند و به وجود انسان کودکی

همچون او ببالند و اعضای خاندان هم برای این که تشویق شود، عکس برگردان و

آدامس تقدیمش کنند..

 واقعاً خوش به حال گوسفند. گوسفند را چه به پول درآوردن؟ هی کار کردن

و زحمت کشیدن؟ از این سو به آن سو دویدن و تلاش کردن و مرتب جواب رد

شنیدن؟

 از مزیت های دیگر گوسفندی خلاصی از دست فکرهای آزار دهنده و ناراحت

 کننده است؛ مثلا این که چه شغلی را انتخاب کنم، یا همسر ایده آل من چه

 کسی است، برای ادامه ی تحصیل به چه کشوری بروم، چه رشته ای را

انتخاب کنم، فرزندم را چگونه تربیت کنم، اسمش را در چه کلاسی ثبت نام کنم،

 برای آینده اش نقشه بکشم و این فکر های بی خودی که بیشتر وقت آدم را در

 زمان حال و آینده می گیرد. دیگر این که هر طرف هولت بدهند، می روی.

 

خلاصه، در فواید گوسفند بودن، نوشته ها بسیار است و سخن ها فراوان.

در قرن بیست و یکم می توان انسان بود و گوسفندی زیست، می توان گوسفند

بود و انسانی زیست.

 در روزگاری که همه چیزِ عالم قاطی شده است و معلوم نیست هر کس چه

 می گوید و چه کار می کند، خلق و خوی انسانیت و درندگی حیوانیت با هم عجین

شده است.

 پس زیاد هم نباید به انسان بودن خودمان ببالیم و شادمان باشیم؛ زیرا گاهی

حرکاتی از ما سر می زند که آن گوسفند بیچاره به عمرش هم، ندیده است و نشنیده است.

 

 

خدایا! سلام مرا به گوسفندانت برسان و بگو:

«ز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست»

 

 

 

 

+ نوشته شده در هشتم شهریور 1387ساعت توسط باران |


 

 

مهسان جان، مهسان من

 

تولدت مبارک

 

 

اول و آخر هر کلامی می دانی که دوستت دارم و برایم عزیز هستی و خواهی بود.

 

و متاسفم که زمانه هرگز آن گونه که تو می خواستی نبود و آن گونه که تو می طلبیدی نشد که دنیا هیچ گاه بر وفق مراد نمی گردد و آسمان بر خواسته ی ما نمی چرخد.

 

می گفتی برایم نامه بنویس که من هیچ نیازی برای نامه نوشتم نمی بینم، چه که همین گونه که هستی عزیزی و دوست داشتنی که همین گونه که هستی خواستنی هستی.

 

در این بهار زندگیت هیچ چیز از خدا برای تو نمی خواهم جز سلامتی و شادی که شاید خستگی های تنت را از وجودت بیرون کند و ناملایمات زندگی را از جانت بزداید.

 

بهترین ها ی دو عالم را برایت خواستارم...

با عشق

 

 

از طرف من

 

پاورقی:

مهسان دوست خوبی است که ای کاش همه ی شما یک دوست خوب در زندگیتان داشته باشید.

مهسان مهربان است که ای کاش یک مهربان در زندگیتان داشته باشید.

مهسان به حرف های دیگران خوب گوش می دهد که ای کاش همه ی شما گوش شنوا در زندگیتان داشته باشید

 

و مهمتر از همه

 

مهسان را دوست می دارم که ای کاش همه ی شما یک مهسان در زندگی داشته باشید که دوستش داشته باشید.

 

 

وبلاگ مهسان  

 

 

+ نوشته شده در دوم شهریور 1387ساعت توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شاید که باز بینیم دیدار آشنا را


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شل سیلور استاین
نت آهنگ
موسیقی هنری ایران
کتاب، کتاب
دانلود کتاب
دینگ دانگ
سیاه مشق
انجمن موسیقی ایران
آرشیو موسیقی ایرانی
گفتگوی هارمونیک
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30


آرشیو موضوعی

داستان های کوتاه
آن چه بر من می گذرد


دوستانم

عاشقانه هایم برای تو
آبی خاکستری سیاه
دست نوشته های آقای ای وای
کیمیاگر کویر
Lightyears
تا شقایق هست
یه جورایی
بلند فکر می کنم
ترافیک
ستاره ی کوچک
در جاده های زندگی
کاغذ دعوت تو دردست من
سیب گاز زده
دنیای رنگ ها
Spotlight
بابونه
حاج باران
بادبادک
صید قزل آلا در اینترنت
ماه هفت شب
دیوارهای کودکی
یادداشت های دختر دستفروش مترو
کلک خیال
آنی
صمیم
خنده های صورتی
خانم زیگزاگ، آقای زیپ
برای زن فردا
کبریا
قالب های نایت اسکین


    sign by : Night Skin