تبليغاتX
صداکن مرا

صداکن مرا

به نام دوست یکتا


وقتی با آدم ها صحبت می کنیم، به کدوم قسمت صورتشون نگاه می کنیم؟

اکثر آدم ها به چشمان دیگران خیره می شوند و احساس می کنند که این طوری بهتر می تونند با طرف مقابل ارتباط برقرار کنند.

من شخصا به لب های آدم ها نگاه می کنم که هی تکون می خورند و از هم دور و به هم نزدیک می شند.

اما در این بین

* بیشتر از همه به لبخند آدم ها و خنده هاشون دقت می کنم.


            http://www.rd.com/images/content/2007/0703/slideSmile/slideSmile03_baby.jpg



آناشید-دوستم- وقتی می خنده، - به قول یاور و معین- حبابی می خنده. یک جوری صداش رو می ده بیرون که نمی دونم، بهش می گن حبابی.

مهسان، دو مدل خنده داره: وقتی واقعاً می خواد صداش رو بیرون بده، حالت «یو ها ها ها» داره که البته با لرزش تمام ارکان بدنش توام می شه و وقتی نمی تونه صدا دار بخنده، تمام وجودش تکون می خوره که  البته تمام زمین و زمان رو به لرزه در می آره.

خاله تورانم-که کلاً در طول زندگی ام یک بار بیشتر ندیدمش- با لفظ «خ» خیلی حال می کنه و خنده هاش به صورت «خ خ خ خ» است که مامانم می گه قدیم ها معروف بوده.

پیام، وقتی خنده اش می گرفت یک هو ناپدید می شد. کلا بی صدا می خندید،  کنترل از دستش در می رفت و می دیدیم نیست شده و رفته زیر مبل.

بصیر، استارت ماشین می زنه و دستش رو می گره جلوی دهنش، عقب جلو می ره و «هی هی هی هی» استارت می زنه و می خنده.

از خنده ی خودم نپرسید که افتضاحه: مثل شیهه ی اسب می مونه. «هی ی ی ی  ی...» و دوباره «هی ی ی ی» که البته گاهی سعی می کنم تعدیلش کنم(که البته موفق هم نمی شم.)

اکثر آدم ها، چون در ایران، معتقدند که بلند خندیدن زشته یا شخصیت آدم رو می آره پایین، هی کنترلش می کنند.(که واقعا من نمی فهمم چرا. بخند بابا بره. معلوم نیست این نفس که می ره پایین بیاد بالا یا نه.)

بعضی ها خنده اشون تا ابد توی ذهن آدم می مونه، حتی اگه خودشون نباشند:

مثل عزت الله انتظامی(تا حالا دقت کردید؟) یا پرویز پرستویی وقتی از ته دل می خنده یا گلشیفته فراهانی یا آنجلینا جولی، با اون لبخندهای عجیبش و جولیا رابرتز که البته هیچ کدوم از این ها به لبخندهای گله گشاد عادل فردوسی پور نمی رسه، اما خنده ی بعضی هام خیلی آبکیه(شاید هم من خوشم نمی آد) مثل برد پیت که خندیدن و نخندیدنش یک جوره یا هدیه تهرانی.

* وقتی می خوایم عکس بگیریم چی؟

تو رو خدا حواسمون به خندیدن و لبخندمون باشه.

بعضی ها اگه دندوناشون معلوم بشه قشنگ ترند و بعضی ها اگه لبخند ملیح بزنند بهتره(نمی دونم مثل کی) که البته من خودم نوع اولش رو ترجیح می دم.

همیشه هم موقع عکس گرفتن به همه گیر می دم که قشنگ بخندید(یک خنده ی زشت باعث گند زدن به عکس می شود.)



در نهایت، مهم اینه که سوژه ای باشه برای خندیدن، لبخند زدن و شاد بودن.



+ نوشته شده در دهم دی 1387ساعت توسط باران |


 

 

واقعا راست می گن دوره زمونه عوض شده ها!

 

دختره اومده توی آرایشگاه، ابرو که ماشاالله، از نخ قرقره ی مامان نازک تر، موها رو هم که رنگ کرده. بعد هی هم غر می زنه آره خانوم مدیرمون فلان، خانوم  ناظممون فلان. من هم که طبق معمول، منگل عالم:

- وا! مگه شما مدرسه می ری؟

با صد تا ناز و عور و اطوار و پشت چشم نازک کردن و ابرو بالا دادن و لب کج کردن:

- بله! دومم!

 

حالا نمی دونم، فکر کرده بود پسر دم بخت دارم، خودم قراره برم خواستگاریش، قراره بگیرمش واسه ی خان داداش، نمی دونم چی فکر کرده بود که این همه ناز رو برای من مصرف کرد.

 

والله ما دوم دبیرستان بودیم، جرات نداشتیم بقل مانتوهای گله گشادمون رو بگیریم. ابروها که به پاچه ی بز گفته بود برو کنار، بزار ما خودنمایی کنیم؛ سبیل هامون هم به دسته بیل گفته بود بزار باد بیاد. موها که همیشه تو. بچه درس خون سرمون رو می انداختیم پایین، مودب می رفتیم مدرسه، مرتب بر می گشتیم. عقلمون نمی رسید دودر کنیم بریم یه دوری بزنیم، اصلا عقلمون نمی رسید واژه ای به نام دودر هم هست، عقلمون نمی رسید می شه دیرتر هم رفت خونه، عقلمون نمی رسید می شه چهارتا مغازه هم سر زد. راست می رفتیم مدرسه، سیخکی می اومدیم خونه.

 

دنبال این بودیم کدوم کلاس زبان بهتره، بریم ثبت نام کنیم. کلاس نقاشی کجا گذاشتن، چه کتابی تازه اومده، بریم بخونیم. کدوم کتابخونه بریم عضو بشیم. تحقیقمون رو از روی کدوم کتاب ها بنویسیم، بهتر از آب در بیاد. نمی فهمیدیم پاساژ گلستان چیه، بریم ونک یعنی چی، جردن چه جور جاییه. تو مدرسه تا ناظم می اومد، قایم می شدیم گیر بهمون ندن. تا مدیر می اومد عصا قورت داده وا می ستادیم. معلم می گفت بمیر! می مردیم، می گفت بشین! می شستیم، می گفت پا شو! پا می شدیم. چه می فهمیدیم ناز و عشوه چیه، آرایش کدومه. یک نفر که دوست پسر داشت، انگشت نمای مدرسه بود. حالا این ها که خوب بود، شب های امتحان مثل خر، تا صبح بیدار می موندیم، قهوه می خوردیم، خوابمون نبره، هی می خوندیم، می خوندیم که یک وقتی، خدایی نکرده، خدایی نکرده، تقلب نکنیم یا اگه تقلب می کنیم، برسونیم، نه که بگیریم.

 

حالا دیگه ماشاالله بچه ها، ما و مدیر و ناظم و معلم و مامان و بابا رو با هم، یک جا، قورت می دن.

 

خلاصه، توی آرایشگاه، خانومی که دوم بودن، خوشگل و خوش تیپ، بزک کردن و تشریفشون رو بردن خونه.

 

من موندم و یک پس گردنی که بهم  گفت اُس یعنی چی... .

 

پی نوشت:

۱- عمراً اگه اجازه بدم فکر کنید پیر زنی نوشتم.

۲- عمراً اگه حرصم درنیومده باشه.

۳- عمراً اگه دروغ گفته باشم.

۴- عمراً اگه آخر الزّمان نباشه... .

 

 

+ نوشته شده در یکم دی 1387ساعت توسط باران


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شاید که باز بینیم دیدار آشنا را


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شل سیلور استاین
نت آهنگ
موسیقی هنری ایران
کتاب، کتاب
دانلود کتاب
دینگ دانگ
سیاه مشق
انجمن موسیقی ایران
آرشیو موسیقی ایرانی
گفتگوی هارمونیک
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

88/08/01 - 88/08/30

88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30


آرشیو موضوعی

داستان های کوتاه
آن چه بر من می گذرد


دوستانم

عاشقانه هایم برای تو
آبی خاکستری سیاه
دست نوشته های آقای ای وای
کیمیاگر کویر
Lightyears
تا شقایق هست
یه جورایی
بلند فکر می کنم
ترافیک
ستاره ی کوچک
در جاده های زندگی
کاغذ دعوت تو دردست من
سیب گاز زده
دنیای رنگ ها
Spotlight
بابونه
حاج باران
بادبادک
صید قزل آلا در اینترنت
ماه هفت شب
دیوارهای کودکی
یادداشت های دختر دستفروش مترو
کلک خیال
آنی
صمیم
خنده های صورتی
خانم زیگزاگ، آقای زیپ
برای زن فردا
کبریا
قالب های نایت اسکین


    sign by : Night Skin